سادگانه

اسمش ساده بود.نه اینکه اسم ساده ای داشت،نه.خودِ خودِ اسمش ساده بود.

سادگانه

اسمش ساده بود.نه اینکه اسم ساده ای داشت،نه.خودِ خودِ اسمش ساده بود.

۲۸ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۴۵

دلُم رنجوره...

بند رختی وسط طوفانم،دستم از پیرهنت کوتاه است

ابرها پشت سرم میگریند،اتفاقات بدی در راه است

لب یک پنجره ی لیمویی باد و بوران گره میخورد بهم

شهر همسفره ی طوفان میشد،حالم از پنجره میخورد بهم

...

از همین پنجره ی لیمویی میتوانم به جهان اخم کنم

می‌توانم بزنم زیرِ تگرگ...صورتِ پنجره را زخم کنم

+ دم عید خوب نیس این حرفا ولی حال و روز آدم میطلبه گاهی.

+ شعر از من نیست.لااَدری.

+ راجبه چیزای دیگه حرف زیاد دارم اما فعلن وقتی نیست.و دوروبرم یه سری عزیزن که هرکدوم توقعی ازم دارن و تقریبن همشون با کوچکترین اشتباهم ازم میرنجن.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۲۸
ساده __

نظرات  (۱)

۲۸ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۱۶ پریســـآتیـــــس : )

از همین پنجره ی لیمویی میتوانم به جهان اخم کنم

می‌توانم بزنم زیرِ تگرگ...صورتِ پنجره را زخم کنم


این بیت عالیه :) پنجره لیمویی :×

پاسخ:
اوهوم.خیلی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">